پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
337
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
جزئى ، مطلق در مقيد و الهى در انسانى است . دو متنى كه تحليل كرديم ، و در حقيقت دو مرحلهء ممتاز تجربه است ، نمونهء بارزى از ماهيّت اين زبان استعارى مبتنى بر دو وجه ظاهر و باطن به دست مىدهد . متنهاى ديگرى در اثر نفّرى هست ، اثرى كه سراسر نمونهاى از اين « تبادل ذاتى سخن » است كه درآن انسان به جاى خدا و خدا به جاى انسان سخن مىگويد . اين متنها كه ما به آن اشاره مىكنيم ، و از زيباترين متون ادبيات صوفيانه است ، در چاپ آربرى ، به عنوان اينكه جزو اثر نيست ، به پايان كتاب برده شده است . آربرى آنها را ملهم از مفهوم « مهدى » مىداند و به همين جهت بر آن است كه متنها بعدا در مواقف راه يافته است ، زيرا مفهوم « مهدى » بيرون از انديشهء نفّرى است . با اين حال ، آربرى مىداند كه بسيارى از نسخهها اين متنها را ، به عنوان قلهء مكاشفهء نويسندهء آنها ، در دل مواقف جاى دادهاند ؛ حتّى مىنويسد : « تفسير M ( - نسخهء خطّى Marsh . 554 آكسفرد ) تفسير باطنى استادانهاى از اين فقرات دارد » ، ولى از توجّه به آن امتناع مىكند و فقط مىپرسد : « امّا آيا مىتوان آن را پذيرفت ؟ » ( ص 7 ) . به فرض آنكه موضوع اين مكاشفات « مهدى » باشد ، چه اشكالى دارد كه اصالت آنها را بپذيريم ، اگر « مهدى » مورد بحث ، چنان كه از متن نفّرى برمىآيد ، عيسى باشد ، عيسايى كه روايات سنّى او را يگانه « مهدى » مشروع مىداند ؟ دراين صورت ، نفّرى كارى جز اين نكرده است كه مشاهدهء « نزول عيسى بن مريم » را در عرفان خود گنجانده است ، چنان كه بعدها عارفان ديگرى نيز چنين كردهاند . عنوان متن او چنين است : « مخاطبة و بشارة و ايذان الوقت » . « 176 » كلمهء « وقت » را در اينجا به دومعنى مىتوان گرفت : يك معنى آن « وقت » ورود خدا در تجربه است ، و در اين معنى ، اين كلمه ما را به روشنايى « روز » ى كه در متون قبلى از آن سخن رفت ارجاع مىدهد ، و معنى ديگر آن « وقت » به عنوان « يكى از آيات پروردگار براى نزول عيسى بن مريم از آسمان به زمين » يعنى زمان اخروى است « 177 » . اين دو منظره در متن نفّرى كاملا به هم
--> ( 176 ) . عنوان نسخهء خطى حاجى محمود چنين است : موقف البشارات من منّ اللّه الكريم و فضله ، مخاطبة و ايذان الوقت ( كذا ) . ( 177 ) . مفهوم وقت در نزد نفّرى معنايى به كلّى متفاوت با تصوّر متكلّمان و صوفيان از آن دارد . ماسينيون مىنويسد : « براى اسلام كه معتقد به نظريّهء كسب است و علّيّت الهى را تنها در « فاعليّت » كنونى مىداند ، تنها لحظهء حال ( « حين » ) وجود دارد . . . كه اعلام موجز قصد الهى است و به فعل در حال ايجاد شدن ما حكم مىبخشد » ( « زمان در انديشهء اسلامى » ، Operaminora ، جلد دوم ، ص 606 ) . به اين ترتيب ، تعبير « فرزند وقت بودن » به معنى زيستن در حال يا اكنون است كه ارادهء الهى را آشكار مىكند . نفّرى در كنار اين تعبير معتقد به انديشهء زمانى نيز هست كه تاريخ اعلام و تحقّق ظهور خداست .